تبليغاتX
شب هم آهنگی

در روز‌های اخیر کشته شدن انسانها مستمسکی شده تا گروهی خود را مظلوم، یاور مظلوم و ضد رفتارهای انسانی معرفی کنند. کشته شدن مسلمانان چینی، پاکستانی،‌ عراقی،‌ فلسطینی و زن مصری و نیز کشته شدن مردم ایران. در این باره :

 وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

 بر اساس این آیه کریمه، فرشتگان از خداوند می‌پرسند که آیا خداوند مخلوقی در زمین جانشین قرار می‌دهد که خونریزی و فساد می‌کند؟ و البته تسبیح می‌گویند خداوند را که مبری از خطا است.

تعبیر از خونریزی و کشتار در این آیه مقابله نمودن با خدا است و البته چگونه انسان مرتکب چنین تقابلی با ذاتی می‌شود که به عنوان خلیفه آن است؟ در این آیه اشاره ضمنی به این تضاد وجود دارد: خدا می‌آفریند و حیات می‌دهد و پیروان غیر خدا می‌کشند و حیات را می‌گیرند. این سنتی است که در ابتدای خلقت با کشته شدن هابیل توسط قابیل به عنوان نماد زندگی خونبار انسان و پیروی از راه شیطان بیان شده است.

 کشتن معیاری برای شناخت راه باطل است و بر این اساس است که اولیای الهی اغلب کشته و شهید شده‌اند زیرا با کشته شدن حقیقت پیروز می‌شود نه با کشتن.

 کشتن تنها در صحنه جنگ و به صورت مبارزه رو در رو با فردی که سلاح در دست دارد و به منظور دفاع مشروع است.

 جالب آنکه همواره کشتن با مستمسکی صورت می‌گیرد. مشهورترین جانیان دنیا همچون هیتلر، چنگیز و .. برای رفع فتنه در عالم می‌جنگید. در زمان کنونی که دنیای مدرن همراه با توسعه عقلانیت است باز انسان‌ها در نقاط مختلف جهان کشته می‌شوند و این کشتار مورد تایید نظام فکری حاکم در جهان است.

 جان هزاران نفر در عراق، افغانستان، فلسطین و ... توسط این جانیان مدرن گرفته می‌شود و تمامی این کشتارها با هدف جلوگیری از تروریست و آدمکشی صورت می‌گیرد. هواپیمای مسافربری ایرانی با موشک مورد هدف قرار می‌گیرد و تعبیر می‌شود که با زدن این هواپیما، شوک به رهبران ایران وارد شد و صلح مورد پذیرش آنها قرار گرفت و جنگ تمام شد. اما پر واضح است که اگر هدف جلوگیری از کشتار است روش‌های مقبول‌تری وجود دارند.

 در جمهوری اسلامی نیز کشته شدن انسانها آن هم در خیابانها رخ داده است. این وقایع مبنای تردید نسبت به اصل انقلاب هستند. اگر اعدامهای بدون محاکمه اول انقلاب، اعدامهای منافقین سال 13۶۷ زندان اوین، قتل‌های زنجیره‌ای، کشتن برخی فعالین سیاسی و روزنامه‌نگاران و... در خفا رخ داده و آنها به گروه‌های خود سر و یا برخی از نیروه‌های تندرو نسبت داده می‌شد امروز سنگفرش خیابانها به خون جوانان این کشور جلوی دیدگان مردم و جهانیان آغشته شده است.

 نمی‌خواهم باور کنم که تردید در مورد انقلاب و نظامی ایجاد می‌شود که هزاران شهید برای ایجاد و استقرار آن جانبازی کرده‌اند.  ادعا می‌شود که اغتشاشگران اسلحه داشتند و آنها مردم را کشتند ولی یک نمونه از این قاتلان ادعایی را دستگیر و معرفی نمی‌کنند. فیلمهای گرفته شده نشان می‌دهد که این بسیجی‌ها هستند که به سوی مردم آن هم با تفنگ جنگی شلیک می‌کنند و البته برخورد وحشیانه بیسج را با مردم لمس کرده‌ام.

 برنامه‌ریزان،‌ مجریان، آمران و عاملان این قتل‌ها در حقیقت نااهلان انقلاب هستند و باید به بلندای تاریخ فریاد زد فکر، گروه، نظام و چارچوب فکری که حکم بر کشتن می‌دهد و پیروان خود را ترغیب به این کار می‌کند نه تنها باطل بلکه بویی از حقیقت نبرده ‌است.

 امروز این وظیفه بزرگ بر دوش بزرگان نظام است که این لکه ننگ را از دامان انقلاب پاک کنند و  مهمترین وظیفه دلجویی‌کردن و توجه به خانواده‌ها داغ دیده و به دست آوردن دل آنها، ارایه گزارش مبسوط به مردم و تنبیه آمران و عاملان قتلهاست. تنها در این صورت است که می‌توان امیدوار بود این انحراف در مسیر اصلاح قرار دارد.

نوشته شده توسط حامد محمدي در سه شنبه سی ام تیر 1388 |

انتخابات این دوره به عنوان مرحله‌ای تاریخی در دوران معاصر کشور ما ثبت شد. این انتخابات رشد بینش سیاسی همراه با حضور اجتماعی مردم را به نمایش گذاشت که قطعا در مسیر تکاملی جامعه تعیین کننده است.

این انتخابات نشان داد که چگونه می‌توان از حضور مردمی در صحنه‌ و شور و شعور اجتماعی بهره‌‌گیری کرد و همچنین وقایع بعد از انتخابات نیز نشان داد که چه قدر ما در فرهنگ مدارا،‌ تحمل،‌ احترام به انسان، ‌تقوی و انصاف به دور هستیم.

تلخ‌ترین اتفاقات این دوره، کشته شدن برخی از هموطنانمون بعد از انتخابات بود،‌ چرا باید جان انسان و حرمت انسان در جامعه ما پست و بی ارزش باشد که به راحتی انسانی کشته شود. واقعا اگر افرادی اعتراض دارند و این اعتراض به شورش‌هایی منجر می‌شود، صدور مجوز برای کشتن قابل توجیه است!!!

این شهدا و جانباختگان حتی اگر از نیروهای امنیتی و بسیجی باشند، هزینه کشور برای دستیابی به آزادی، تحمل و مدارا هستند و باید خون به ناحق ریخته آنها پاس داشته شود و تدابیری دنبال شود که مرگ انسانی به راحتی صورت نگیرد.

 این انتخابات وجه تمایز مختلفی با اتخاباتهای دیگر داشت. در این انتخابات با مناظره‌های تلویزیونی شور انتخاباتی به اوج رسید اما روند تحولات و فرآیند انتخابات به گونه‌ای رقم خورد که نشان داد برای رسیدن به این فضای پر شور و استفاده آن در مسیر توسعه کشور با ضعف‌هایی روبرو هستیم و باید در اصلاح این روند تلاش کرد:

1-     نظام انتخاباتی کشور در مقابل تخلفات انتخاباتی و در جهت ایجاد اعتماد در مردم دارای نقص است و اصلاح این نظام و ایجاد اعتماد در آن بسیار حائز اهمیت است.

2-     عدم رعایت اخلاق در مناظره‌ها و بیان اتهام و تهمت به دیگران و از بین بردن اعتماد عمومی در نظام اجتماعی و سیاسی کشور از صحنه های بد این دوران بود که متاسفانه راهکار جدی برای مقابله با این روش های تخریبی وجود نداشت. 

3-     استفاده از عوامفریبی و روشهای گول زننده مردم در جهت کسب آراء و ارایه حرفها و آمار غلط.

4-     عدم معرفی برنامه‌های کاندیدها در مناظرها و ارایه طرحها و برنامه‌های ضعیف در برخی موارد که برنامه ای مطرح می شد.

 به طور کلی هیجانات ایجاد شده در این انتخابات با ظرفیت سیاسی و اخلاقی کشور متناسب نبود و به همین دلیل بعد از انتخابات شاهد تنش‌های و درگیری‌هایی و بی‌اعتمادی‌هایی بودیم که ادامه یافت.

 معتقدم که نظام سیاسی و قانونی کشور ظرفیت برگزاری انتخاباتی با چنین شور و هیجانی را نداشت و بعد از انتخابات هم رهبری کشور به ابتکاری در جهت استفاده مثبت از این جریان دست نزد و شاهد این بودیم که هیجانات ایجاد شده به جای استفاده شدن در جهت سازندگی به رودررویی و تقابل اجتماعی تبدیل شد که خسران آن متوجه منافع ملی ‌شد.

 در شرایط کنونی کشور نیازمند بازسازی اعتماد به خصوص در میان بخشی از نخبگان است و با توجه به اینکه جایگاه رییس جمهور در میان این افراد ضربه خورده است و سازندگی کشور نیازمند همکاری و همدلی تمامی آحاد مردم است لذا لازم است که به بازسازی این اعتماد به طور جدی توجه شود تا بخشی از سرمایه‌های اجتماعی کشور تضییع و تضعیف نشوند.

 در هر صورت توجه به مسئله خون‌هایی که ریخته شده و خانواده‌های داغ دیده، تنبیه عاملان و ماموران این کشتار، آزادی دستگیر‌شدگان به خصوص اهالی فکر و قلم و نیز به رسمیت شناختن مخالفت بخشی ازمردم در این برهه می‌تواند راهگشا باشد. باید زمینه سازی کرد تا فضایی فراهم شود که حس همدلی و همکاری در کشور ایجاد شود.

نوشته شده توسط حامد محمدي در سه شنبه نهم تیر 1388 |