سالهاست که
با واژه های جنگ، تحریم، تهدید و ... عادت کرده ایم. بی اعتمادی،
بدبینی ، گفتگوی انتقادی، مهار دوجانبه و ... فضای ارتباط بین ایران و
غرب بعد از انقلاب بوده است.
غرب
نمی تواند باور کند که دین در دنیای امروز می تواند منشا اثر سیاسی باشد و
بنابراین به طور ریشه ای با حکومت دین مدار مخالف است. البته رفتار تند روان و
برداشتهای افراطی از دین نیز به آنها بهانه داده است که بر
اساس آن بتواند حکم بر مخالفت با نظام سیاسی ایران بزنند به خصوص بعد از وقایع
یازده سپتامبر که اصولا تهدید مبتنی بر دین به طور عینی برای غرب مسجل شد.
بنابراین
در طی سالهای اخیر و به خصوص با مطرح شدن پرونده هسته ای ایران راه تقابل با کشور
ما تشدید شد به طوریکه در شرایط کنونی حرف از وقوع جنگ متداول
شده و گاه به نظر محتمل می نماید.
در
بدترین حالت، غرب به رهبری آمریکا به تاسیسات هسته ای حمله خواهد کرد، البته احتمال این واقعه اندک است. وقوع جنگ بعید و در مقابل رسیدن به مصالحه
نیز بعید است.
مقامات
ایران با کشورهای غربی گفتگوهای مختلفی داشته اند اما هرگز این گفتگوها به
نتیجه نمی رسد. جالب است ایران در شورای امنیت تحریم می شود و در مقابل کشورهای
5+1 به ایران بسته تشویقی ارایه می کنند، این نشان از عدم کاربرد شورای امنیت است.
به
نظرم غرب و ایران در مقابل یکدیگر راه مماشات را بر خواهند گزید و در نهایت هر کدام
با این وضعیت کنار می آیند. این شرایط تا زمانی ادامه خواهد یافت که
اسراییل اجازه مصالحه با ایران را به کشورهای غربی بدهد یا زمانیکه نفوذ اسراییل در کشورهای غربی کاهش یابد که هر کدام از موارد فوق در این
نزدیکی قابل تصور نیست. پس اصولا نمی توان به برقراری رابطه طبیعی با غرب امیدوار
بود و البته رویارویی جدی نیز منتفی است.

نوشته شده توسط حامد محمدي در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
|