انتخابات این دوره به عنوان مرحلهای تاریخی در دوران معاصر کشور ما ثبت شد. این انتخابات رشد بینش سیاسی همراه با حضور اجتماعی مردم را به نمایش گذاشت که قطعا در مسیر تکاملی جامعه تعیین کننده است.
این انتخابات نشان داد که چگونه میتوان از حضور مردمی در صحنه و شور و شعور اجتماعی بهرهگیری کرد و همچنین وقایع بعد از انتخابات نیز نشان داد که چه قدر ما در فرهنگ مدارا، تحمل، احترام به انسان، تقوی و انصاف به دور هستیم.
تلخترین اتفاقات این دوره، کشته شدن برخی از هموطنانمون بعد از انتخابات بود، چرا باید جان انسان و حرمت انسان در جامعه ما پست و بی ارزش باشد که به راحتی انسانی کشته شود. واقعا اگر افرادی اعتراض دارند و این اعتراض به شورشهایی منجر میشود، صدور مجوز برای کشتن قابل توجیه است!!!
این شهدا و جانباختگان حتی اگر از نیروهای امنیتی و بسیجی باشند، هزینه کشور برای دستیابی به آزادی، تحمل و مدارا هستند و باید خون به ناحق ریخته آنها پاس داشته شود و تدابیری دنبال شود که مرگ انسانی به راحتی صورت نگیرد.
این انتخابات وجه تمایز مختلفی با اتخاباتهای دیگر داشت. در این انتخابات با مناظرههای تلویزیونی شور انتخاباتی به اوج رسید اما روند تحولات و فرآیند انتخابات به گونهای رقم خورد که نشان داد برای رسیدن به این فضای پر شور و استفاده آن در مسیر توسعه کشور با ضعفهایی روبرو هستیم و باید در اصلاح این روند تلاش کرد:
1- نظام انتخاباتی کشور در مقابل تخلفات انتخاباتی و در جهت ایجاد اعتماد در مردم دارای نقص است و اصلاح این نظام و ایجاد اعتماد در آن بسیار حائز اهمیت است.
2- عدم رعایت اخلاق در مناظرهها و بیان اتهام و تهمت به دیگران و از بین بردن اعتماد عمومی در نظام اجتماعی و سیاسی کشور از صحنه های بد این دوران بود که متاسفانه راهکار جدی برای مقابله با این روش های تخریبی وجود نداشت.
3- استفاده از عوامفریبی و روشهای گول زننده مردم در جهت کسب آراء و ارایه حرفها و آمار غلط.
4- عدم معرفی برنامههای کاندیدها در مناظرها و ارایه طرحها و برنامههای ضعیف در برخی موارد که برنامه ای مطرح می شد.
به طور کلی هیجانات ایجاد شده در این انتخابات با ظرفیت سیاسی و اخلاقی کشور متناسب نبود و به همین دلیل بعد از انتخابات شاهد تنشهای و درگیریهایی و بیاعتمادیهایی بودیم که ادامه یافت.
معتقدم که نظام سیاسی و قانونی کشور ظرفیت برگزاری انتخاباتی با چنین شور و هیجانی را نداشت و بعد از انتخابات هم رهبری کشور به ابتکاری در جهت استفاده مثبت از این جریان دست نزد و شاهد این بودیم که هیجانات ایجاد شده به جای استفاده شدن در جهت سازندگی به رودررویی و تقابل اجتماعی تبدیل شد که خسران آن متوجه منافع ملی شد.
در شرایط کنونی کشور نیازمند بازسازی اعتماد به خصوص در میان بخشی از نخبگان است و با توجه به اینکه جایگاه رییس جمهور در میان این افراد ضربه خورده است و سازندگی کشور نیازمند همکاری و همدلی تمامی آحاد مردم است لذا لازم است که به بازسازی این اعتماد به طور جدی توجه شود تا بخشی از سرمایههای اجتماعی کشور تضییع و تضعیف نشوند.
در هر صورت توجه به مسئله خونهایی که ریخته شده و خانوادههای داغ دیده، تنبیه عاملان و ماموران این کشتار، آزادی دستگیرشدگان به خصوص اهالی فکر و قلم و نیز به رسمیت شناختن مخالفت بخشی ازمردم در این برهه میتواند راهگشا باشد. باید زمینه سازی کرد تا فضایی فراهم شود که حس همدلی و همکاری در کشور ایجاد شود.